تعریفِ موسیقی از نگاهِ «جانان»

«موسیقی، فراتر از نت‌ها و آواهاست؛ موسیقی، زبانِ ازلیِ انسان است. پیش از آنکه کلام زاده شود، آدمی با احساس و حرکت، قصه‌هایش را برای یکدیگر روایت می‌کرد. هرچه این احساس، زلال‌تر و بی‌واسطه‌تر جاری می‌شد، پیوندِ میانِ دل‌ها عمیق‌تر بود. ما در «جانان»، موسیقی را نه به عنوان یک فرمِ موسیقایی، که به عنوان همان «زبانِ مشترکِ نیاکانمان» بازخوانی می‌کنیم؛ زبانی که برای درکِ حقیقتِ دل، نیاز به ترجمه ندارد.»

 

موسیقی؛ زبانِ مشترکِ جان‌ها

«در جهانِ «جانان»، موسیقی چیزی جز «احساسِ محض» نیست. ما باور داریم که موسیقی، کهن‌ترین زبانِ تاریخِ بشر است؛ زبانی که پیش از شکل‌گیریِ واژه‌ها، در گوشِ تاریخ زمزمه می‌شد. آنگاه که انسان هنوز کلامی برای گفتن نداشت، آواها و حرکات، پلِ ارتباطی او با جهان و همنوعانش بودند.

در آن روزگار، هرچه نغمه صادق‌تر بود و هرچه احساس، ریشه‌دارتر، فهمِ متقابل عمیق‌تر اتفاق می‌افتاد. آدمیان با همین موسیقیِ خالص بود که دردها، شوق‌ها و رازهایِ هستی را برای یکدیگر «ترجمه» می‌کردند.

 

ما در «جانان»، به دنبال بازگشت به همین خلوص هستیم. ما سازها و نغمه‌ها را ابزاری می‌دانیم تا دوباره همان زبانِ نیاکان را احیا کنیم—زبانی که در آن، شنونده دیگر نه یک غریبه، بلکه «هم‌نفس» است. وقتی احساسِ واقعی بر عود و کمانچه جاری می‌شود، دیگر نیازی به ترجمه نیست؛ موسیقیِ ما، صدایِ همان حقیقتی است که پیش از تولدِ زبان، در سینه داشتیم.»